{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
component
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۳ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی رباتیک ]
اجزا
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
مولفه
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
مؤلفه
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی برق]
مولفه
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
توزیع
معنی component, معنی رخوحخئثئف, معنی component, معنی اصطلاح component, معادل component, component چی میشه؟, component یعنی چی؟, component synonym, component definition,
معنی intimate
,
ترجمه intimate
به فارسی,
معنی transsexualism
,
ترجمه transsexualism
به فارسی,
معنی مرز مشترک
,
ترجمه مرز مشترک
به انگلیسی,
معنی cue-phrase-based
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی